تبلیغات
غباردل - شهربابک وخواست جداشدن توابع آن
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید ! Blogroll Me!

پیغام مدیر : به شما كاربر محترم ،خوش آمدمی گویم. امیدوارم وبلاگ بتواندمفیدباشد.

نظرسنجی
صفحات وبلاگ

اخبارخبرچین
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

پشتییانی
جمعه 19 مرداد 1386
شهربابک وخواست جداشدن توابع آن

چندی قبل وبلاگهای " بابک زمین " و "شهربابک دریک نگاه " بادرج عکسی ازیک تابلودرمسیرجاده ای ازتوسعه طلبی شهرستانهای همجواروبی مسئولیتی مسئولین شهربابک گله مندشده بودندکه چرا اقدامی انجام نمی دهند.من دریک کامنتی که برای یکی ازاین وبلاگهاگذاشتم به دلایلی ازآن پرداخته بودم .به احتمال قوی مسئولین شهرباک هیچ پاسخ درشان قابل قبولی به این دووبلاگ ندادند.

گله شده بودکه چرا شهربابک راویزوهرات ومروست رابراحتی ازدست داد.درپاسخ به چرایی آن برآن شدم تاآنچه رابه ذهن حقیردرباره این موضوع می رسد باتوجه به دلایلی بنویسم .نمی دانم

اخیرا ًبه سایت البرزنیوزبرای خواندن بخش " سلام ویژه " سیزدهم مرداد آن ، که مربوط به شهربابک ومشکلات ومسائل آن بود ، سرزده ایدیانه .یکی ازمشکلات که مطرح شده بودهمین درخواست جداشدن ازکرمان بود.گویاروستاها وشهرهای کوچک شهربابک می خواهندازاین شهرستان جداشوندوخودشهرمرکز(شهربابک) ازکرمان .مثل اینکه این درددرلایه های پائینی شهرستان ریشه دارد.من فکرمی کردم که فقط بعضی روستاها این مشکل رادارند.راستی ریشه کجاست .؟ دوری شهربابک با کرمان ، عدم توجه مسئولین کرمانی به مشکلات مردم این شهرستان ازجمله این مسائل هست جالب این هست که هردوی شهر وروستاها از برآورده نشدن انتظارات خودازمسئولین گله مندند.روستاها ی شهرستان آن رابه مسئولین شهرستان درشهربابک نسبت می دهندومردم شهربابک هم به مسئولین درکرمان .

نقش مسئولین شهربابک درایجاداین خواست جدایی ازشهرستان چیست .؟من با توجه به آنچه که دردهج اتفاق افتاده وازآن مطلع هستم سعی درریشه یابی می کنم .علاوه برمسائلی ومشکلاتی که دربالاذکرشدباید عدم دقت وتوجه لازم مسئولین شهربابک  به مسائل مختلف اقتصادی ، آموزشی شهروروستاهای تابع این شهرستان هست .

چندین سال قبل بین دامداران ومردم شهردهج با مردم خورمیزمهریز برسرمرتع مهم چاه میل درگیری واختلاف شدیدی ایجاد(البته این اختلافات سابقه بسیار طولانی دارد)شدکه به زدوخوردورخمی شدن افراددرگیردرمنازعه شد.مردم دهج بنابراسنادی ادعا می دارندکه این مرتع ازآن آنهاست .این مرتع بخشی ازشهرستان هست .درآن منازعه فرماندارویامسئولین دیگراین شهرستان هیچ اقدامی شایسته ای برای دفاع ازحیثیت ارضی شهرستان ننمودند.آیا مردم عادی بایدبرای جلوگیری ازتعرض به قسمتی ازخاک شهربابک اقدام می نمودندیا وظیفه سازمانها ونهادهای مسئول بود.؟مردم خودآستین بالازدندتا نگذارندقسمتی ازخاک شهرشان ازآنهاجداشودامامسئولین چقدرازآنها دفاع کردند.؟مرورزمان وعدم توجه مسئولین شهربابک ودلسردی مردم دهج ازمسئولین وتغییرشیوه های دامداری وعدم علاقه به دامداری به صورت گله داری منجربه این شده که امروزخورمیزهاازآن استفاده کنندودیگرحقی برای مردم دهج قائل نباشند.خوب طبیعی است که این مرتع حاصلخیزازشهرستان جداشود.چراکه هیچ کس خودرامسئول نمی داندهمه مسئل همان میزخوددراداره هستند.مردم هم چقدربایددرگیربشوندکه نه تنهانتیجه ای نداردکه بعدازآن بایدمنتظرگرفتاریهای بعدازآن ماننددادگاه ، زندان وجریمه باشند.خوب معلوم است وقتی یک قسمت ازخاک حاصلخیزشان ازدست می رودچرا بایددرشهرستانی بمانندکه نتوانندازحق خوداستفاده کنند.

حدود13ابی 14 سال قبل قسمتی (12 کیلومتر) ازجاده شمش به دهج برای آسفالت به شرکت جهادنصرکرمان واگذارشده بود.روزی یکی ازهم وطنان دهجی به عرض جاده شک می کندوآن را اندازه گیری ومتوجه می شودکه عرض جاده کم هست .موضوع رابه مردم دهج اعلام می کند.بازهم مردم با یک جوشش ناخواسته دست به اقدام می زنندومانع ازادامه کاروآسفالت می شوندوافرادی که درمحل پروژه ازطرف شرکت مذکور واداره زاه مشغول کاربودندرابه گروگان می گیرند.آقای حسانی فرماندارشهرستان همراه با مسئولین امنیتی درمسجدجامع حاضرومردم راتهدیدمی کنندبه اینکه گروگان ها راآزادکننداماازآنجایی که تهدیددراین مواقع کارسازنیست مجبوربه دادن وعده ووعید به مردم می شوندتاآنهاراراضی به آزادکردن گروگانها کنند.بعدا ً تعدادی ازافرادکه درآن حرکت شرکت داشتندمحکوم به زندان ، شلاق وجریمه می شوند.چه کسی ناظزعملیات ساخت بوده است .؟اداره راه شهربابک چراوظیفه خودش رادرنظارت به حسن انجام کاربه خوبی ایفانکرده است .؟اگروظیفه نظارت رابه خوبی انجام می دادآن جریان اتفاق نمی افتادومردم دهج نمی گفتندکه مسئولین شهربابک دراین سهل انگاری ورسوایی نقش دارند.اگرآنهانقش نداشتندچرابایدیک فردعادی پی به کم بودن عرض جاده ببردامامهندسان اداره راه شهربابک پی نبرند.؟مردم به واسطه حضورشان ودفاع ارحق شان محکوم شدنداماشرکت جهادنصرچه مجازاتی رامتحمل شد.؟اکنون کافی است تاازسمت شمش به دهج 6کیلومتراولیه را نگاه کنیدتا متوجه شویدکه  پهنای کمتری ازقسمت دوم داردکه یادگاری ازیک رسوایی هست.؟نکته دیگراینکه این جاده بایدخیلی قبل ترازاین ساخته می شدچراکه مردم دهج بخشی ازپول لازم برای ساخت آن راخودتهیه کرده بودندکه باقیمتهای آنروزمی شدجاده راخیلی بهترساخت امابازهم تعلل مسئولین ساخت جاده رابرای چندسال باهزینه بسیاربالاترعقب انداخت.

بعضی ازسران شهرشهربابک ومسئولین آن به مردم شهروروستاهای شهرستان به عنوان برده های رای دادن که لیاقت هیچ چیزجزرای دادن ندارندمی نگرند.کافی هست سری به روستاهابزنیدببیندکه برای جمع کردن رای چه فرهنگ غلطی را دربین مردم ایجادکرده اندکه جای بسی تاسف وتاثردارد.آنهایی که ازفقرمردم سواستفاده وبه آنهاپول اندکی یاآبگرمکن یا قرآن به دست درخانه های مردم می چرخندوقسم می دهند، یاچک ، تابه آنهارای بدهند،باعث رواج این پدیده ای ضدفرهنگی درسطح شهرستان شده اند.بگونه ای که امروزه درموعودانتخابات مردم چشم به این دارندکه چه کسی مایه بیشتری می دهد.دراین راه ازتوهین وتحقیر مردم هم چشم نمی پوشند. دراین موردمثالی رامی آورم که خودشاهدبودم .درانتخابات دودورقبل دکترخدارحمی ازداوطلبان ورودبه مجلس بود.روزی که اداره جنگلبانی دهج با حضورآقای حاج علی حسین زاده وآقای عطاالله امیری قراربودافتتاح شود،آقای دکتربادارودسته اش برای بهره برادری تبلیغاتی به دهج تشریف آورده بودند.درهمان روزوهمان جلسه  افتتاح توانسته بودموافقت مرحوم آقای امیری رابرای حمایت ازخودجلب کند.بلافاصله بعدازجلب موافقت آقای امیری یکی ازمسئولین همراه آقای دکتربیرون آمدوبه دیگرهمراهان اعلام کردکه یکی ازسرانشان راافسارزدیم.می دانیدبه من چه حسی دست داد.؟حس پوچی .به خودگفتم یعنی ماوسرانمان خرندکه اینهابه سرشان افسارزدند.فهمیدم که شهربابک به همین دیده به همه مردم اطراف نگاه می کند.درخودگریستم .درهمان لحظه تصمیم گرفتم که باصدای بلندآنهارارسواکنم .فکرکردم جززدوخوردچیزی نصیب مردم نمی شود،پس هیچ نگفتم . نمی خواهم خدمات این آقایان رابنویسم که همگان با آن آشنایند.آیااین دیدبه دیگران صحیح هست .؟آیا این همان دیدشهربابک یعنی محله بالاوپائین نیست که دیگران بایدمطیع آنهاباشند.مردم روستاهاامروزه فهمیده اندکه آنهانقشی به جزرای دادن ندارندوشایدیکی ازدلایلی که هنگام رای دادن چشم به کیسه داوطلب دارن همی باشد. وقتی بااین دیدبه آنهانگاه می شودچرانبایدلااقل پولی ازآنهانگیرندتاحداقل رای مفت نداده باشند.

راستی آیاهرگزتوجه کرده ایم که چرادرمسئولیتهای شهربابک کسی به غیرازشهربابکی ها نیست .؟(بسته به اینکه کدام یک برنده ونماینده مجلس شودتغییر می کند).آیادرمیان مردم جاهای دیگرشایسته ای وجودندارد.؟

بنابرآنچه گفته شدعلاوه برمسائل اقتصادی وساختارجغرافیایی می توان به بی مسئولیتی مسئولین ، وعلل روانی ودهنی نسبت به شهربابک وسران ومسئولین آن دربین مردم شهروروستاها سهرستان درتمایل به جدایی ازشهرستان شهربابک نیزاشاره کرد.

البته می توان بایک تحقیق میدانی وعلمی علل مربوط به این خوا ست جداشدن ازشهربابک رابسط داد.

 

نوشته شده توسط سیدعباس فاطمی ساعت 07:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در جمعه 19 مرداد 1386 و ساعت 07:08 ق.ظ

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari