تبلیغات
غباردل - مرگ برهرچی خودپردازه
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید ! Blogroll Me!

پیغام مدیر : به شما كاربر محترم ،خوش آمدمی گویم. امیدوارم وبلاگ بتواندمفیدباشد.

نظرسنجی
صفحات وبلاگ

اخبارخبرچین
لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

پشتییانی
شنبه 3 شهریور 1386
مرگ برهرچی خودپردازه

امروزاول صبح برای پرداخت قبوض مختلف برق وتلفن وقسط های ماهانه دیگراز منزل بیرون زدم.برای پرداخت ابتدانیازبوداز خودپردازهاپول بردارم .چشمتان روزبد نبیندبه هرباجه که سرزدم یا با عبارت «دستگاه موقتاکارنمی کند»روبروشدم یا اگردستگاه کارمی کردبا عبارت موجودی دستگاه به اندازه درخواست شما نیست به عبارتی به دستگاههای برخوردیم که مسئولین بانک ازفرط بی  مسئولیتی پولی درآن نگذاشته بودند یا اینکه اگردستگاهی پول داشت باراول پول راپرداخت می کردامابرای باردوم پیغام دیگری می دادکه ناشی از اختلال درشبکه بود.بهرحال بعدازدقیقا دوساعت علاف این دستگهای کذایی  بودن موفق به برداشت 120000تومان شدم وچون وقت روبه اتمام بودازخیربارچهارم گذشتم .البته این مبلغ راهم ازخودپردازپنج بانک متفاوت برداشتم .هرکس که می آمدفقط نفرینی می کرد ومی رفت آنهم با چهره ای افروخته وخشمگین که کسی جرات سلام کردن رابا او نداشت .بهرصورت مبلغ به اندازه قسط ودوقبض بود به بانک ملی رفتم .همینکه واردبانک شدم صفی طولانی تا دم درب ورودی برای یک باجه که مختص این کارها بودمشاهده نمودم.چاره ای جزدرضف ایستادن نبودومنتظررسیدن نوبت .هرکس می آمدسری به باجه می زدکه یابالبخندافراددرصف یاباعصابنیت به ته صف راهنمایی می شد.طرف نگاهی به ته صف می کردودهانش وچشمانش باز می ماندوبا دلخوری به ته صف می رفت یا اینکه ازخیر انجام کارش می گذشت .همه منتظرین درصف نگاهی بهش می کردند. این درحالی بودکه چندنفرازکارمندان محترم آنورباجه کاری نداشتندکه انجام دهندوگاهگاهی نگاهی اندرسفیه به سه ردیف صف می کردند.یکی از خانمهای کارمندبا موبایل خودورمی رفت وگاهی هم لبخندی ملیح برروی لبانش نقش می بست که همانندآتشی بودبرجان مردمی که پشت باجه منتظربودندتا نوبتشان برسدوچپ چپ نگاهش می کردند، ولی کسی نمی توانست کاری بکند.جناب رئیس هم که گویااصلاکاری به اینورباجه هایعنی مردم نداشت وعین خیالش هم نبود.مدیری که  باید خلاق باشد واحساس مسئولیت بکندودراینجورموقعیتهایک نفردیگررابه کمک باجه بفرستدتاهم کارمردم سریعترراه بیافتدوهم فشارکمتری به مسئول باجه وخودشان واردشود.اما گویا جناب رئیس خلاقیتش به جای اینکه ازسرش بزندبیرون وتصمیم درستی برای حل مشکل این صف طولانی بگیردازپائین تنه اش بیرون زده بودوچنان آن باسن نازنین را به صندلی چسبانده بود که گویا ازاول خلقتش با همین صندلی بدنیا آمده است .من نمی دانم خلاقیت درمدیریت به معنای چیست .؟آیاغیر ازتصمیم گیری به موقع وسریع برای حل مشکلات نیست .؟جناب رئیس بانک حتی نیم نگاهی به مردان وزنان مسن وجوانی ، که غر می زدندوهرلحظه آتش عصابنیتشان ازدرون شعله ورترمی شد ،نمی کرد.اصلا احساس مسئولیت کیلوی چندبود.؟ کارمندپشت باجه هم که ازکندی درعمل مقام اول را ربوده بودوالبته که بی خیال ، گویاچنین صفهایی براش عادی شده ومردم را به هیچ می گرفت .خلاصه دوساعت تمام هم دراین صف ایستادیم تا توانستیم کارراانجام دهیم بااجازه شماساعت یک ونیم باعصابنیت خانه برگشتیم تابقیه کارهای بانکی رافردا انجام دهیم.

 

اینهم ازدولت الکترونیک (البته دربانکها) که قراربود کارهاراساده ودروقت مردم وچیزهای دیگر صرفه جویی کند.اماگویابرعکس شده واین دستگاههای الکترونیک نه تنهامشکلات رابیشترکرده بلکه تبدیل به عاملی بیماری زابرای مشتریانش شدهاست ،زیرامنجربه عصابنیت وفشارهای روحی زیادی می شودکه خودعامل ایجادبسیاری ازبیماریهاهست .

 

نتیجه اینکه بنده یک روزکاری را صرف پرداخت یک قسط وقبض نمودم .خوب چرا نگویم مرگ برهرچی خودپردازه که دست امریکاازشون بیرون می آیدوباعث نارضایتی مردم ازسیستم بانکی ودرنتیجه دولت می شوند.

نوشته شده توسط سیدعباس فاطمی ساعت 04:08 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()


This Template Designed By Theme.MihanBlog.Com And Davood Jafari